آسمانِ آبی

جایی برای بودن! لحظه‌ای برای زندگی!

آسمانِ آبی

جایی برای بودن! لحظه‌ای برای زندگی!

آسمانِ آبی

سلام
خوش اومدین :)
به قول یکی از دوستان، باید نوشت، نوشت از روزها، از ساعتها، از درد ها، از لبخندها!
مینویسم و خوش‌حال میشم اگه بنویسید!
از هرچیزی، از هر جایی!
( اون بالا توی "هر روز نگار" منتظر همه چیز هستم! از تجربه‌ها تا قصه‌ها و بلندی‌ها و پستی‌های زندگی! )

پربیننده ترین مطالب

آخرین نظرات

۱۳ مطلب با موضوع «زندگی با طعم آسمان!» ثبت شده است


پیش‌نوشت اول: فیلم را به دعوت مهدی آن‌هم در معیت یکی از بهترین آدم‌های این چند وقت اخیر، آقا میلاد گل، دیدیم!

پیش‌نوشت دوم: خواندن این خزعبلات به انضمام چند خطی هنرپراکنی ناشیانه، لذت فیلم را از بین نخواهد برد! پس با خیال راحت "نخوانید"!


آسمان‌آبی
۲۶ دی ۹۷ ، ۱۳:۲۹ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

عشق را ساحت‌هاست!

اما برترین، همان عشق حقیقی است!

چیزی عجیب! سخت عجیب !

چیزی که توصیفش تنها به دیوار کوبیدن سری است که سودای عاشقی دارد!

چیزی که اگر نباشد، چنان بر نبودش می‌گریند که توگویی عالم به سرانجام رسیده است و اگر باشد، چنان آرامشی تو را و تمامیت تو را فرا می‌گیرد که انگار جهان سال‌هاست که به پایان رسیده است و تو فارغ‌بال از تمام اوهام و ایهام و ابهام، کنون، در کنج گرم چوب‌کلبه‌ای در دل جنگل کز کرده‌ای و موسیقی نیم‌نواخت آتشی در کنار چشمانت، با صدای یار درهم آمیخته طوری که روح از ابدان جدا افتد و سیر کند جهانی دیگر را!

عشق راستین، چیزی عجیب‌تر از تب و تاب‌های گاه و بی‌گاهتان است! چیزی بس زیبا‌تر، عمیق‌تر و آنقدر آرام‌تر که تیک تاک ساعت به احترامش لحظه‌ای می‌ایستد و جهان را برای قدری در سکوتی شیرین به دور از تمام زشتی‌ها، در آرامشی عمیق غرق می‌کند!

آری عشق راستین آنقدر زیبا و زیبا و زیبا و زیبا‌تر است که جهان در برابرش تنها تبسمی است کوتاه، حال آنکه عشق در وجودت، به سان قهقهه‌ای است از عمیق‌ترین کنج دل!




پی‌نوشت۱: بگذار تمام قواعد عالم را به هم بریزم، تنها برای تو، که زیباترین زیبایی عالمی! برای تو که دوست‌داشتنی‌ترین مخلوق خداوندی! برای تو که هرچه بگویمت، حسن‌ات در کلام نگنجد و ‌روحت، چنان عظمتی‌است که مرا توان توصیفش نیست!


پی‌نوشت۲:

«گفتی ز عشق، بیش مرنجان مرا، برو

آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست»


پی‌نوشت۳: نمی‌دانم چگونه‌اید، اما، عشق حقیقی را تجربه کنید پیش از آنکه خیلی دیر شود! فرقی نمی‌کند عمر دنیایتان چقدر باشد، یک روز یا یک قرن، پیش از آنکه خیلی دیر شود، به فکر گنجشکک‌های حیاط خانه‌تان باشید!



آسمان‌آبی
۲۳ دی ۹۷ ، ۱۰:۲۳ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

ایستاده‌ایم!

دوشادوش!

آنقدر نزدیک که صدای زیبای نفس‌های شمرده‌شمرده‌ات را با چشم‌هایم می‌شنوم!

خیره‌ای؛ به روبرو!

به قابی از آفتاب!

عکسی از جنس مهتاب!

یک نقشِ رنگارنگِ دیواری!

با رنگ‌هایی مملو از شادی!

و آن‌قدر عمیق در آن‌ها غرق شده‌ای که هیچ دلم نمی‌آید سکوت را بشکنم!


به نگاهت خیره‌ می‌شوم!

حتی پلک هم نمی‌زنی؛ تا مبادا تلؤلؤ زیبای رنگی را از دست بدهی!

اشاره می‌کنی!

خودت را!

دخترکی زیبا، با موهایی بلند، در میان جاده‌ای در دل جنگل!

کمی آن‌طرف‌تر!

دیو‌انه‌ای در بلندای کوه‌ها!

مرا!


تبسمی بر لب‌هایت نقش می‌بندد!

دلم می‌لرزد و هزار بار عاشق‌تر می‌شود!


هنوز خیره، زل زده‌ای!

به رنگ‌ها!

به شادی‌ها!

به روزهای خوبی که انتظار دنیایمان را می‌کشد!


و من هنوز به نگاهت، خیره‌ام!


شاد باش و شاد بمان!

ای زیبا‌ترین دنیای رنگارنگم! 

آسمان‌آبی
۱۵ دی ۹۷ ، ۲۱:۴۶ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳ نظر


پیش‌نوشت: فکرش را بکن، بیایی، ببینی، بخندی و بعد ناگهان تمام ستون‌های ویران‌شده‌ی زندگی‌ات، یک‌جا، سرپا شوند و تو به خودت بگویی، ای بابا، دنیا هنوز خوشگلیاشو داره!

چرا دروغ، راستش اصلا فکرش را نمی‌کردم این‌بار، اینقدر زود از نبودن، خسته شوم! اما این اتفاق شیرین، قطعا طعم دوباره نوشتن را دگرگون خواهد کرد! باشد که همیشه شاد باشیم!

آسمان‌آبی
۱۷ آبان ۹۷ ، ۲۱:۳۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳ نظر

کاش دنیا به سان رودی بود، زلال، که رقص موزون ماهیانش، خنده بر لبم می‌نشاند!

و حال که چنین نیست، بگذار، برکه‌ای سازم، به قدر دلم، تنگ، و به اندازه‌ی نگاهت، عمیق، تو بیا و برقص‌آ!

اگر دنیا خوش ندارد شاد بماند، ملالی نیست، قدم در راه بگذار و به برکه‌ی کوچک من کوچ کن!

آسمان‌آبی
۱۱ آبان ۹۷ ، ۱۲:۲۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

پیش‌نوشت: آنچه مرا به نوشتن دوباره وا‌داشت، جهت‌گیری خاص یکی دو ماه اخیر‌ام است! توگویی اینجا بیشتر از آنکه جایی برای بودن باشد، به جایگاهی برای درد و دل‌های شبانه‌ی من، خواندن‌های بی‌وقفه عده‌ای، کنجکاوی‌های سیری‌ناپذیر بعضی و در نهایت، تکرار بیهوده این چرخه مبدل گشته‌است!


آسمان‌آبی
۰۷ آبان ۹۷ ، ۰۲:۱۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۴ نظر

حال و هوای بیمارستان را دوست دارم! بوی مرگ می‌دهد! صدای ناله‌های آدم‌های از پیش مرده‌اش، حالم را جا می‌آورد!

اما از این بخشش بیزارم! یک اسم زشت هم برای‌اش انتخاب کرده بود: بخشِ بهشت

آسمان‌آبی
۱۸ شهریور ۹۷ ، ۰۳:۰۵ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳ نظر

به نام خداوند زیبایی‌ها


راست گفته‌اند که تجربیات گذشته، بهترین معلمان آدمی در طول زندگی پر افت و خیزاش هستند!

آسمان‌آبی
۱۳ شهریور ۹۷ ، ۰۰:۵۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۴ نظر

« یا نِعمَ الطَبیب »



پیش‌نوشت: تمامی نقل قول‌های زیر را بدون توجه به گوینده آن بخوانید! بدون هرگونه جهت گیری خاص!

آسمان‌آبی
۲۴ مرداد ۹۷ ، ۱۳:۱۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۴ نظر

پیش‌نوشت اول:فکر نمی‌کنم کسی بتواند به اندازه‌ی سهراب، طبیعت را لمس کند!

پیش‌نوشت دوم: هرچند نام این قطعه، «ورق روشن وقت» است اما به دید من، مصرع آخر اسمی برازنده‌تر خواهد بود.

آسمان‌آبی
۲۲ مرداد ۹۷ ، ۲۲:۱۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر