آسمانِ آبی

جایی برای بودن! لحظه‌ای برای زندگی!

آسمانِ آبی

جایی برای بودن! لحظه‌ای برای زندگی!

آسمانِ آبی

سلام
خوش اومدین :)
به قول یکی از دوستان، باید نوشت، نوشت از روزها، از ساعتها، از درد ها، از لبخندها!
مینویسم و خوش‌حال میشم اگه بنویسید!
از هرچیزی، از هر جایی!
(ببخشید اگه یکم بیش از حد عامیانه میشه این لحن!)

پربیننده ترین مطالب

آخرین نظرات

گوش کن ، جاده صدا می زند از دور قدم های ترا!

جمعه, ۱۱ آبان ۱۳۹۷، ۱۲:۲۴ ب.ظ

کاش دنیا به سان رودی بود، زلال، که رقص موزون ماهیانش، خنده بر لبم می‌نشاند!

و حال که چنین نیست، بگذار، برکه‌ای سازم، به قدر دلم، تنگ، و به اندازه‌ی نگاهت، عمیق، تو بیا و برقص‌آ!

اگر دنیا خوش ندارد شاد بماند، ملالی نیست، قدم در راه بگذار و به برکه‌ی کوچک من کوچ کن!



گوش کن ، دورترین مرغ جهان می خواند.

شب سلیس است، و یکدست ، و باز.

شمعدانی ها

و صدادارترین شاخه فصل ، ماه را می شنوند.

پلکان جلو ساختمان ،

در فانوس به دست

و در اسراف نسیم ،

گوش کن ، جاده صدا می زند از دور قدم های ترا.

چشم تو زینت تاریکی نیست.

پلک ها را بتکان ، کفش به پا کن ، و بیا.

و بیا تا جایی ، که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد

و زمان روی کلوخی بنشیند با تو

و مزامیر شب اندام ترا، مثل یک قطعه آواز به خود جذب کنند.

پارسایی است در آنجا که ترا خواهد گفت :

بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است.


سهراب سپهری




پی‌نوشت۱: هرچند هوا بس ناجوانمردانه سرد است، اما دلم خوش است به گرمای وصف‌ناپذیر قلبت!

کجایی!؟ چه سخت است که نمی‌یابم‌ات!


پی‌نوشت۲: ای دو سه تا کوچه ز ما دور‌تر، کاش که همسایه‌ی ما می‌شدی! مایه‌ی آسایه ما می‌شدی... :)



۹۷/۰۸/۱۱ موافقین ۰ مخالفین ۰
آسمان‌آبی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی