آسمانِ آبی

جایی برای بودن! لحظه‌ای برای زندگی!

آسمانِ آبی

جایی برای بودن! لحظه‌ای برای زندگی!

آسمانِ آبی

سلام
خوش اومدین :)
به قول یکی از دوستان، باید نوشت، نوشت از روزها، از ساعتها، از درد ها، از لبخندها!
مینویسم و خوش‌حال میشم اگه بنویسید!
از هرچیزی، از هر جایی!
(ببخشید اگه یکم بیش از حد عامیانه میشه این لحن!)

پربیننده ترین مطالب

آخرین نظرات


پیش‌نوشت: فکرش را بکن، بیایی، ببینی، بخندی و بعد ناگهان تمام ستون‌های ویران‌شده‌ی زندگی‌ات، یک‌جا، سرپا شوند و تو به خودت بگویی، ای بابا، دنیا هنوز خوشگلیاشو داره!

چرا دروغ، راستش اصلا فکرش را نمی‌کردم این‌بار، اینقدر زود از نبودن، خسته شوم! اما این اتفاق شیرین، قطعا طعم دوباره نوشتن را دگرگون خواهد کرد! باشد که همیشه شاد باشیم!

آسمان‌آبی
۱۷ آبان ۹۷ ، ۲۱:۳۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

کاش دنیا به سان رودی بود، زلال، که رقص موزون ماهیانش، خنده بر لبم می‌نشاند!

و حال که چنین نیست، بگذار، برکه‌ای سازم، به قدر دلم، تنگ، و به اندازه‌ی نگاهت، عمیق، تو بیا و برقص‌آ!

اگر دنیا خوش ندارد شاد بماند، ملالی نیست، قدم در راه بگذار و به برکه‌ی کوچک من کوچ کن!

آسمان‌آبی
۱۱ آبان ۹۷ ، ۱۲:۲۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

پیش‌نوشت: آنچه مرا به نوشتن دوباره وا‌داشت، جهت‌گیری خاص یکی دو ماه اخیر‌ام است! توگویی اینجا بیشتر از آنکه جایی برای بودن باشد، به جایگاهی برای درد و دل‌های شبانه‌ی من، خواندن‌های بی‌وقفه عده‌ای، کنجکاوی‌های سیری‌ناپذیر بعضی و در نهایت، تکرار بیهوده این چرخه مبدل گشته‌است!


آسمان‌آبی
۰۷ آبان ۹۷ ، ۰۲:۱۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۴ نظر


هیچ دقت کرده‌ای، گاهی، جایی، در خلوتی، کسی، چیزی در گوش‌ات زمزمه می‌کند که شاید معنایش را سال‌های سال بعد متوجه شوی!


آسمان‌آبی
۰۶ آبان ۹۷ ، ۰۲:۳۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳ نظر

خواستم قلمی بزنم؛ چیزی بنویسم؛ دردی فاش کنم؛ آوازی سردهم؛ نگاهی بدرم؛ قلبی چاک کنم! خواستم از «تو» بنویسم! از «تو» بنویسم! و باز، از «تو» بنویسم!

اما انگار این شعر، با تمام غمِ نهفته‌اش، مرا و زمان را محسور کرده‌است!

آری، نه‌ری‌را-یِ من، کاش من، تو، ما... کاش...


آسمان‌آبی
۲۸ مهر ۹۷ ، ۰۲:۳۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۵ نظر


آن روزها، یعنی درست همان روزهای روشنی که هیچ‌گاه، در مخیله‌ام هم نمی‌گنجید که روزی باید غصه‌ی تار‌های سپید موی سرم را در کریه‌ترین آینه‌ی زشت‌ترین جای زمین، مزه مزه کنم، درست در همان روزها، همیشه این فکر را نشخوار می‌کردم که یعنی می‌شود که نشود؟!


آسمان‌آبی
۲۵ مهر ۹۷ ، ۰۵:۰۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۴ نظر


به راه بادیه رفتن، به از نشستن باطل! 

برخیزیم که ماحصل این همه دست روی دست گذاشتن‌هایمان، تنها و تنها، ذره ذره پوسیدن روحمان است! 


آسمان‌آبی
۱۸ مهر ۹۷ ، ۰۴:۲۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳ نظر


برای «تو»، که لبخند‌ات، زیبا‌ترین موسیقیِ بی‌کلامِ جهان است!


آسمان‌آبی
۰۵ مهر ۹۷ ، ۱۹:۴۸ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳ نظر

حال و هوای بیمارستان را دوست دارم! بوی مرگ می‌دهد! صدای ناله‌های آدم‌های از پیش مرده‌اش، حالم را جا می‌آورد!

اما از این بخشش بیزارم! یک اسم زشت هم برای‌اش انتخاب کرده بود: بخشِ بهشت

آسمان‌آبی
۱۸ شهریور ۹۷ ، ۰۳:۰۵ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲ نظر

به نام خداوند زیبایی‌ها


راست گفته‌اند که تجربیات گذشته، بهترین معلمان آدمی در طول زندگی پر افت و خیزاش هستند!

آسمان‌آبی
۱۳ شهریور ۹۷ ، ۰۰:۵۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۵ نظر