آسمانِ آبی

جایی برای بودن! لحظه‌ای برای زندگی!

آسمانِ آبی

جایی برای بودن! لحظه‌ای برای زندگی!

آسمانِ آبی

سلام
خوش اومدین :)
به قول یکی از دوستان، باید نوشت، نوشت از روزها، از ساعتها، از درد ها، از لبخندها!
مینویسم و خوش‌حال میشم اگه بنویسید!
از هرچیزی، از هر جایی!
(ببخشید اگه یکم بیش از حد عامیانه میشه این لحن!)

آخرین مطالب

پربیننده ترین مطالب

آخرین نظرات

حال و هوای بیمارستان را دوست دارم! بوی مرگ می‌دهد! صدای ناله‌های آدم‌های از پیش مرده‌اش، حالم را جا می‌آورد!

اما از این بخشش بیزارم! یک اسم زشت هم برای‌اش انتخاب کرده بود: بخشِ بهشت

آسمان‌آبی
۱۸ شهریور ۹۷ ، ۰۳:۰۵ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

به نام خداوند زیبایی‌ها


راست گفته‌اند که تجربیات گذشته، بهترین معلمان آدمی در طول زندگی پر افت و خیزاش هستند!

آسمان‌آبی
۱۳ شهریور ۹۷ ، ۰۰:۵۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۵ نظر

به نام خدا


همیشه فکر می‌کردم گفتن بهتر از نگفتن و نگفتن بهتر از دروغ گفتن است! همیشه خیال می‌کردم آنقدرها قوی هستم تا رازی را، احساسی را، یا حتی لبخندی یا اشکی را برای سال های سال مخفی کنم!

آسمان‌آبی
۰۴ شهریور ۹۷ ، ۲۲:۱۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۴ نظر

« یا نِعمَ الطَبیب »



پیش‌نوشت: تمامی نقل قول‌های زیر را بدون توجه به گوینده آن بخوانید! بدون هرگونه جهت گیری خاص!

آسمان‌آبی
۲۴ مرداد ۹۷ ، ۱۳:۱۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۴ نظر

پیش‌نوشت اول:فکر نمی‌کنم کسی بتواند به اندازه‌ی سهراب، طبیعت را لمس کند!

پیش‌نوشت دوم: هرچند نام این قطعه، «ورق روشن وقت» است اما به دید من، مصرع آخر اسمی برازنده‌تر خواهد بود.

آسمان‌آبی
۲۲ مرداد ۹۷ ، ۲۲:۱۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

به نام خداوندی که جانم در دست قدرت اوست!



پیش‌نوشت: پیشاپیش به خاطر لحن عامیانه و کمی لهجه‌دار نوشته‌ی پیش رو پوزش می‌طلبم!



به طور کلی اگر خدایی نکرده، زبونم لال، جزو اون دسته‌ی قلیل از آدم‌هایی باشی کهمن رو از نزدیک و نه صرفا بر اساس اسم آبا و اجدادی‌ام، بشناسی (منظورم شناختی هست که تو رو به جایی رسونده که به جای علیرضا، هاشم صدام می‌کنی!)حتما تا امروز متوجه‌ی این ویژگی نسبتا عجیب شدی که چقدر آراء و افکار من راجع به اشخاص و اشیاء (به هر شکلی که در نظر بگیریم) تغییرپذیر هست!

آسمان‌آبی
۲۲ مرداد ۹۷ ، ۲۱:۳۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

"عکسی کمتر دیده شده از نویسنده"


هرچقدر در دوره‌ی مهدکودک‌ام خوش‌فرم و ورزشکار بودم و به قولی «غزالِ تیز‌پایی بودم در دشتِ مرو»، در دوران ابتدایی، روند رو به رشد پرخوری‌هایم کار دستم داد؛  فی‌الواقع آنقدر از عرض و طول اضافه کردم که اول شخصیتم (که عده‌ای از روی غرض، شکم می‌نامندش) وارد کلاس می‌شد و بعد خودم تشریف‌فرما می‌شدم!

آسمان‌آبی
۰۴ مرداد ۹۷ ، ۲۱:۳۱ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲ نظر

شاید خودش به خودی خود سه حرف بیشتر نداشته باشد اما دنیایی است!

دنیایی که نه ابتدایش بر کسی عیان است و نه انتهایش!

در باب ماهیتش، حرف و حدیث بسیار است؛ عده‌ای اساس آفرینش‌اش می‌دانند و گروهی، یگانه گوهرِ هستی!

اما هرچه که هست، عجیب چیزی است!

می‎گفتم؛ سه حرف بیشتر ندارد:

آسمان‌آبی
۰۴ مرداد ۹۷ ، ۲۱:۲۹ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹ نظر

طبعا همانقدر که از یک جوان بیست ساله انتظار می‌رود به فکر حال و آینده‌اش باشد، انتظار نمی‌رود که راجع به چیزهایی فکر کند که شاید باید در سالهای پایانی زندگی‌اش به دنبالشان باشد مثلا:  

آسمان‌آبی
۲۵ تیر ۹۷ ، ۱۱:۳۸ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۷ نظر

شاید هیچ سرآغازی بهتر از این پیدا نمی‌شد!

همیشه گفته‌ام، کاش اطرافیانم بچه‌های پنج-شش ساله‌ای بودند که که زندگی به قدر یک «دوستت دارم» در نگاهشان «ساده و عمیق» بود!

 Don't you wanna live before you die?! just for a second

...

آسمان‌آبی
۲۴ تیر ۹۷ ، ۰۳:۴۳ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر